آبان ۳م, ۱۳۸۸
تو که نیستی،
همهاش رو دوش منه.
همهاش سوی خاطر منه
تو که نیستی،
همهاش یاده که هست
تو که نیستی،
من خودمم ولی با خودش
بایگانی برای دستهبندی ‘شعر من’
بدون کامنت »
لینکک
آبان ۳م, ۱۳۸۸
تو که نیستی، تو که نیستی، تو که نیستی،
بدون کامنت »
لینکک
خرداد ۳۰م, ۱۳۸۸
گر با تو نیستم کنون، زندگی بی تو نمیشه تصورش آسان برایم ماندنت و ماندنت و ماندنت بعد تو هیچ کسی نمیآید به بالینم پاییز ۸۶ پی نوشت : (اسم شعر را به فتحهی پ و به کسرهی س بخوانید به معنی بعد از تو) خوبه بدانی چی گفتم برایت ۱۲ بامداد ۱۹ شهریور ۸۶ شنیدی که میگن بازی عشق من و تو بازیمان خیلی وقته تمام شده باخت من وبرد تو شادیات پایدار، وزیرت پا برجا ۹ امرداد ۱۳۸۶
۱۱ کامنت »
لینکک
تیر ۱۶م, ۱۳۸۶
تو اگر رفتی بدان تو اگر هستی بدان تو را دیدن یک سواله
من چه کم تحمل و چه نازیبا |