دوست من
دوست دارم دوست داشته شدن را
دوست دارم دوست داشتن را
دوست دارم دوست را
در این دنیای بی پایان
در این دنیای بی آغاز
کسی آیا بوده شاید،
که داشته باشد دوست مرا ؟
در این دنیا اگر هم هست ، از روی ریا
هست
نه از روی آب بودن، حباب بودن ، از روی صفا نیست
در این دنیا، کسی هم نیست
از این جماعت پرپر شده
در ظواهر گرفتار شده
که براستی مرا دوست بدارد
دوستی اگر درستی نباشد
ننگی است داغ تر از
مادری داغ فرزند دیده
داغتر ز نیایی
داغ نوهاش دیده
داغتر ز کوروشی
سرخ شدن تخت جمشید زرین را دیده
دوست ، این سخن زیبایی
با معنایی اهورایی
بدان که
همیشه در قلب من میمانی




مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۵:۳۳ ب.ظ
چون خود واژه ی “دوستی” از اون چیزایی است که برای من خیلی مهم بوده و هست با این شعرت خیلی حال کردم…
[پاسخ]