به سلامتی، فید ما هم دارای تبلیغات گوگلی شد، ولی مشکل اینجاست که این گوگل احمق به جای این که تبلیغات را در همان آدرس قبلی قرار دهد به آدرس جدید برده و از این آدرس جدید دوستانتان میتوانند فیدها را بخوانند، من هر چی هم به این گوگل مشنگ ایمیل میزنم نمیفهمند که نمیفهمند، بابا ۶۰۰ تا خواننده فیدی که به یکی دو روزه به دست نیامده که شما بیا و فیدش را تعطیل کن، لااقل تو فیدش یک پستی میکردی که مشتی (به ضمهی م) من دیگر از اینجا منتقل شدم رفتم جای دیگه. شوت شوته، یا حداقل دوتا فید را آپدیت کن، یکی را با تبلیغ یکی را بی تبلیغ، تنها کاری که کرده منت گذاشته و تا ۳۰ روز آمار خوانندگان فید قبلی را به حساب این یکی هم میگذارد.
خلاصه این که شرمنده همه وبلاگخوانهای حرفهای و غیر حرفهای، ما هر کاری از دستمان برمیآمد کردیم، نشد که نشد.
از شما بدین وسیله تقاضا میشود که اگر شیدا از فیدش دنبال میکردید، آدرس فیدش عوض شده. از این به بعد از این آدرس برای شیدا خوانی استفاده کنید http://feedproxy.google.com/sheida البته ما سعی کردهایم که آدرس قبلی را هم فعال نماییم، ولی چندی نماند که ممکن است آن هم از بین برود. تنها خوبیاش این است که اگر روی این لینک کلیک کنید http://feeds.feedburner.com/sheida به آدرس جدید راهنمایی میشوید (تنها از طریق مرورگرتان)
البته فعلا مشکل را با یک کلک باحال حل نمودم، تو تنظیمات فید در فیدبرنر آدرس فید جدید را دادم و اصولا الان باید همه چیز درست باشد، یعنی رفتم توی فیدبرنر و گفتم برای برن کردن (سوزاندن) فید http://feeds.feedburner.com/sheida از http://feedproxy.google.com/sheida استفاده کند، توی گوگل ریدر خودم که درست نمایش میدهد، نباید مشکلی باشد ولی برای این که از همه پستهای شیدا خبردار شوید بهتره که به فید جدید منتقل کنید خودتان را.
اصلا همهاش تقصیر این کمانگیر بود، از آن جایی شروع شد که آمد و گفت که ما اندازه میگیریم فیدها را. میشماریم تعداد خوانندههایش را، ما هم که از خدا بیخبر دیدیم که فیدمان معمولا ۳۰ام میشود، فکر کنم رکوردش ۲۸ام بود. حالا بماند، مهم این است که دل به فیدتان نبندید.
باز هم بالاترین تبلیغات گوگل را آن گوشه گذاشت که بینندگانش ببینند، دلیلش مشخص نیست که چرا این قدر میگذاره و عوض میکند تبلیغاتش را. ولی به هر حال اگر شما هم میخواهید به بالاترین کمک کنید بهتر است که هر بار که از بالاترین بازدید میکنید، این تبلیغات را کلیک کنید. شماهایی که میگفتید که اگر بالاترین حساب بانکی اعلام کند ماهانه ۱۰ دلار به حسابش میریزید و این برنامهها، از امروز تنها کاری که لازمه است بکنید این است که روزی ۲ تا کلیک روی این تبلیغات بکنید، بگذارید ۳ تا ۵ ثانیه صفحه تبلیغ شده بماند و بعد ببندیدش.
شاید هم بالاترین تصمیم گرفته اول تبلیغاتش را توی سایتش بگذاره و بعدا توی آر اس اسش (مطلب من درباره تبلیغات گوگل در آر اس اس سایت شما) که اگر این کار را بکند، به نظر من، میتواند پول خیلی خوبی دربیاورد، چون تعداد خوانندگان آر اس اسی سایت بالاترین خیلی بیشتر از خوانندگان به سبک باستانی (رفتن به وب سایت و دیدن لینکها) هستند.
البته این حمایت میتواند همه جانبه باشد و شما هر سایتی را که ازش خوشتان میآمد اگر دیدید تبلیغ گوگل دارد نمایش میدهد کلیک کنید و یک پولی (هر چند خیلی کم) به آن سایت داده میشود. همه تبلیغات این جوری نیستند، بعضی تبلیغات تنها اگر بعد از کلیک کردن باعث خرید از سایت رجوع داده شده و یا ثبت نام در آن سایت بشوند پولی به تبلیغکننده (publisher) میدهند. به تبلیغات نوع گوگلی pay per click میگویند، یعنی به شما پول میدهد هنگامی که بر روی آن تبلیغ کلیک شود و به تبلیغات نوع دوم affiliate میگویند، یعنی شما در نقش بازاریاب برای آنها کار میکنید و مشتری میآورید و آنها به شما پول میدهند. معمولا تبلیغات نوع دوم را هر جایی و به هر نحوی میتوانید نمایش بدهید ولی تبلیغات نوع اول را در شرایط خاص باید نمایش بدهید (مثلا در ایمیل ارسالی تنها تبلیغات نوع دوم را میتوانید نمایش بدهید.)
۸ مدالی که در مسابقاتی به دست آمد که روز ۸ از ماه ۸ سال ۲۰۰۸ و در ساعت ۸ شب آغاز شد. اگر خوش یمنی این عدد ۸ نبود شاید این پسرک آمریکایی به آرزوهایش نمیرسید.
نمیدانم مسابقات را دنبال کردید یا نه ولی منی که زیاد با ورزشهای آبی میانهی خوبی ندارم همه مسابقات فلپس را دیدم و بسی خوشحال شدم که یکی دیگر از ورزشکاران این مسابقات به رویای خودش رسید و نشان داد هر چه قدر که رویا هم بزرگ باشد دست یافتنی است و شعار این دوره از مسابقات را در یادها حکاکی کرد. One World. One Dream. البته اگر خوب دقت کنید، معنی این شعار یک دنیا کشتن بسیاری از آرزوهای دیگران است و نه یک دنیا یک رویا، چون که در رسیدن به رویاهای خودت رویاهای بسیاری به باد خواهد رفت.
اگر شما هم حساب کاربری ادسنس داشته باشید حتما گزینهی جدید Adsense for Rss را دیدهاید . امکانی که به شما اجازه میدهد تبلیغاتتان را توی آر اس استان هم بگذارید (اگر یادتان باشد تو این پست من برای بتایش تقاضا داده بودم ولی رد شده بود) امروز دیگر برای همه قابل دسترس است و به راحتی میتوانید از تبلیغات آر اس استان هم پول در بیاورید. تنها نیازش داشتن یک حساب کاربری فیدبرنر و گوگل ادسنس هست. چند وقت پیش من از فیدو استفاده میکردم اگر دیده باشید تبلیغات را، ولی به زودی به تبلیغات گوگل عوض میشوند. (کلیکتان با خدا)
این هم راهنمای گوگل برای استفاده از تبلیغات آر اس اسیشه
اگر شما هم سری به سایت مسابقات المپیک چین زده باشید شاید مشاهده کرده باشید که سایت از ساختار خوبی برخوردار هستش. نکتهی جالب توجهای که نظر من را جلب کرد زبان سایت بود. این سایت تنها به ۵ زبان در اختیار هست، انگلیسی، چینی، فرانسوی، اسپانیولی و عربی. نمیدانم چی شده که این گونه تصمیم گرفتند ؟ بر حسب تعداد بینندگان سایت بوده ؟ بر اساس تعداد آدمهای جهانی که به این زبانها صحبت میکنند بوده ؟ بر اساس نحوهی حمایت مالی کشورهای دارای آن زبانها از بازیها بوده ؟ به هر حال هر چی که بوده چیز زیاد جذابی نیستش. فکر کنم دوست چینیای که داشتم میگفت چین اینقدر بزرگه که تو خودش دو زبان مردمش صحبت میکنند. یعنی دولت چین حتی زبان دوم چین را هم در سایت نگذاشته. چیزی که فکر کنم از کج سلیقگی چینیها منشا میگیرد.
یادش به خیر روزهایی که وبلاگستان خیلی ساکت و کم توقع بود.
یادش به خیر روزگاری که لینکدونی درست کردن یکی از هنرهای وبلاگتان به شمار میآمد و اگر لینکدونی داشتید کلی اعتبار و آبرو داشتید (لینکدونی یعنی لینک به خبرهای مهم روز و نه بلاگهای همسایه)
یادش به خیر روزهایی که بلاگرولینگ را آشنا شدیم و یادمان داد چهجوری دوستانمان را میتوانیم در کنار وبلاگمان نمایش بدهیم و چه راحت میتوانستیم از آپدیت شدن وبلاگهایشان با خبر بشویم.
یادش به خیر وبلاگستانی که کوچهای داشت که افتخار میکرد (ما هم میکردیم) که جز ۵۰۰ وبلاگ برتر لینک شده بود (از آمار بلاگرولینگ)
یادش به خیر آن موقعها وقتی کسی میآمد و بلاگرولینگت را نگاه میکرد (بلاگ رولینگ : لینک به وبلاگهای دوستانتان) همبازیهای وبلاگیتان را میشناخت و ۴ تا وبلاگ جدید هم میخواند، نه ادعایی بود برای لینک دادن نه ترسی و نه اعتباری.
یادش به خیر وقتی که لینک میدادی، نه برای این بود که پیجرنک کسی را بالا ببری بلکه دیگران میفهمیدند که شما برای آن وبلاگ ارزش قایلی و نوشتههایش را میخوانی، برایت هم مهم نبود که کی با این لینکها امتیاز بیشتری بهت بدهد یا این که تو را از وبلاگستان حذف کند، برایت مهم نبود که خواننده بیشتری داشته باشی، مینوشتی برای خودت، دل خودت و از افکارت، لینکی هم که میدادی تاییدی بود بر دوستی وبلاگیت با دوست جدیدت.
یادش به خیر وبلاگستان توش فارسی نوشتن به همین راحتیها نبود که انواع و اقسام سرویسهای وبلاگی باشند، درست یادم باشد یک پرشینبلاگ بود در کنار بلاگاسکای (این آخری هم که هر از چند گاهی درش را تخته میکرد ) چند وقت بعدش امتی آمد و کمی بعدتر وردپرس، وردپرس فارسی هم به همت جمعی از وبلاگنویسان روی وردپرس دات کام شکل گرفت و بعدا وردپرس فارسی جداگانه هم سایت دار شد و فعالیت کرد، به همینگونه بود برای بلاگاسپات هم.
یادش به خیر هیجان نوشتن توی وردپرس، کنده شدن از ان پی اچ پی نیوک بیهمهچیز پر از سوراخ و نوشتن تو جایی راحت، که به قول مانی تنها برای این ساخته شده که یک بار بنویسند و هزار بار بخوانند.
یادش به خیر تبدیل پی اچ پی نیوک به سی پی جی نیوک، بعد به مامبو و بعدا به زوپس، که بتوانی به راحتی نوشتههایت را منتقل کنی و آن چند خطی را که نوشته بودی و یادگاریای بود از دوران جوزدگی وبلاگنویسیات برایت تا همیشه بماند.
یادش به خیر وردپرس دات کام که خیلیها را از هاستینگهای درپیت ایرانی رهانید و به رایگان وردپرس در خدمتمان گذاشت.
یادش به خیر آمدن اولین پادکستها، گوش دادن و داونلود کردنشان به چه بدبختی، رادیوها و …
یادش به خیر اولین بازیهای وبلاگی، بازی شب یلدا …
یادش به خیر وبهای ۲ که آمدند و ماندند (از خوشمزه بگیر تا این آخریش که فرندفید بود)
بعد از این همه مدت وبلاگستانی داریم استوار و پر از محتوی، از آن پستهای آبکی ۵ سال پیش خبری نیست، آنهایی هم که ادعای پدربزرگ وبلاگنویسی ایرانی بودند دیگر اعتباری ندارند (حتما میدانید کی را میگویم).
عیبی ندارد اگر وبلاگمان ترجمهی عینی خیلی از نوشتههای انگلیسی زبان وبلاگهای دیگر باشد، با این که بنده کلی مخالفم و بهتر میدانم که به جای ترجمه کردن به آموزش زبان پرداخته شود (عین همین بحث درباره ویکیپدیا) ولی مثل این که امروزه این نوع نوشتنها خواننده زیاد دارد.
عیبی ندارد که اگر یکی از دوستانت بیاید و بهت بگوید لینک وبلاگت را از وبلاگ معروفی دیده و بعدا فهمیده که دهه (با کسرهی د بخوانید) این را تو مینویسی و کلی حال کرده.
عیبی هم ندارد که چیزهایی را از کسانی که چندین وقت وبلاگ مینوشتند یاد بگیریم و بعدا حتی از آنها بهتر بنویسیم.
کاش همهی اینها و خیلی چیزهای دیگر را گاه گاهی در پساپردهی ذهنمان داشته باشیم، مرورشان کنیم، یادمان نرود چی بودیم و چی شدیم، وبلاگمان برای چه این همه محبوب شد، چرا این همه خواننده پیدا کردیم، یادمان باشد که وبلاگ نمینویسیم که امتیازمان بالا برود و یا قلهای را فتح کنیم، وبلاگ مینویسیم چون دوست داریم، راحتتر حرفهایمان را میزنیم، بسیاری از موانع نوشتاری و شنیدنی را بر سر راه نمیبینیم.
بچههای کافه رادیویونکوور در آخرین برنامهاشان نوید پخش فیلم هامون به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازیگری خسرو شکیبایی ، عزت الله انتظامی و … را دادند. برنامه قرار است در ۱۲ اوت در سینمایی به نام سینماتک برگزار شود، هنوز اطلاعاتی از بلیط ، عواید حاصل از فروش و اینهایش را روی وبسایتشان نگذاشتند، این برنامه به یاد خسرو شکیبایی برگزار میشود.
اگر شما هم دوست دارید که بروید میتوانید با ایمیل info@caferadio.ca تماس بگیرید تا ببینید که چه قدری پیادهاید. اگر مثل من هم وقتش را ندارید و یا از خرج سفر به ونکوور برای دیدن فیلمی به یاد خسرو شکیبایی را نمیتوانید تقبل کنید، میتوانید از لینکهای زیر استفاده کنید و با کمی کیفیت پایینتر در گوگل ویدیو فیلم هامون را به صورت کامل ببینید.